وبلاگ شخصی محمد روشنیان

تمامی اخبار فعالیت‌ها و آثار محمد روشنیان را از اینجا دنبال کنید

وبلاگ شخصی محمد روشنیان

تمامی اخبار فعالیت‌ها و آثار محمد روشنیان را از اینجا دنبال کنید

درباره محمد روشنیان
وبلاگ شخصی محمد روشنیان

این‌جانب محمد روشنیان (منزجر اول) متخصص نرم‌افزار، داستان‌نویس، فیلم‌نامه‌نویس، منتقد، گرافیست، کارگردان، بازیگر، مدرس بازیگری، وبلاگ‌نویس و متخصص مالتی‌مدیا در این وبلاگ آثار و تولیدات خود را با شما به اشتراک می‌گذارم.
تمامی مطالب این وبلاگ (به‌جز بخش بازنشر) آثار تولیدی بنده و یا آثاری است که به نحوی در آن شرکت داشته‌ام.
بازنشر تمامی مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است.
کاربران بیان توجه داشته باشند که به جهت دنبال‌کردن این وبلاگ می‌توالنند از دکمه «پیگیری» موجود در منوی بالا استفاده نمایند.
عاشق هر آنچه مرموز است!

پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات

۱۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «چریک فرهنگی» ثبت شده است

اگر از کسی سخنی، جمله‌ای، نقلی، چیزی هر زمان بیان کردم دلیلش تائید کامل آن شخص و تمام دیدگاه‌هایش نیست. جز معصومین (ع) هیچ‌کس کامل نیست که تمام سخنانش درست و بی‌نقص باشد. مخصوصاً افرادی که نگرش و مکتبی که از آن آمده‌اند هیچ سنخیتی با مکاتب مورد تائید ما ندارد. مثلاً فلاسفه‌ی غربی یا یک موسیقی‌دان که فقط یک جمله‌اش مورد تأییدم بود و نقل کردم. این همان موضوع است که بزرگان ما فرمودند: نبینید چه کسی می‌گوید؛ ببینید چه می‌گوید.

۰۷ فروردين ۹۶ ، ۱۵:۱۰

محبان المهدی (عج) - یادش بخیر!

سال ۹۱ بود که تارنمای m59 رو راه انداخته بودیم و تو زمینه‌ی مهدویت و آخرالزمان فعالیت می‌کردیم. دوران خیلی شیرینی بود ولی همیشه عدم برنامه‌ریزی درست به خاطر سن کممون باعث می‌شد برنامه‌هارو بعد یه مدت رها کنیم.

پ. ن: عمیقاً تو فکر سامان‌دهی یه تیم جدید برای فعالیت در حوزه مهدویت و آخرالزمان هستم.

۱۷ اسفند ۹۵ ، ۱۳:۳۰

مهاجرت نخبگان به تهران

فقط از مهاجرت نخبگان به خارج از کشور گله نکنید، همین‌که مهاجرت نخبگان از شهرستان‌ها به‌سوی تهران اتفاق می‌افتد هم در بسیاری از موارد اشتباه و آسیب‌زا است. وقتی اکثریت استعدادها و نوابغ در یک کلان‌شهر جمع شوند و بقیه نقاط کشور دچار سکون و نداشتن فضای علمی، هنری، فرهنگی و ... مناسب برای فعالان این حوزه‌ها باشد هم خودش یک معضل و مشکل بزرگ است. این بحث مفصل‌تر از این‌هاست اما الآن از حوصله‌ی من برای بیان خارج است.

۱۵ اسفند ۹۵ ، ۰۸:۱۴

دِین

شکی در این نیست که ساعت شمار حرکتش را مدیون دقیقه‌شمار و دقیقه‌شمار حرکتش را مدیون تکاپوی بی‌وقفه‌ی ثانیه‌شمار است.

۰۹ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۳۶

عمو اصغر

می‌گم الان یعنی خیلی زشته من اسکار گرفتنِ عمو اصغر رو به ملت هنردوست ایران، اهالی‌ سینما و هنردوستانِ باشگاه کافه‌نشینان‌بی‌قلم تبریک نگفتم؟!

۰۹ اسفند ۹۵ ، ۲۱:۳۳

فعالیت ممتد

۴۸ ساعت از کارای نرم‌افزاری به کارای شخصی از کارای شخصی به کارای سینما از کارای سینما به کارای دیگه به صورت لوپ دارم یک‌ریز فعالیت می‌کنم با کمترین تایم استراحت که اونم خلاصه میشه به خواب! این موضوع تا  ۹۶ ساعت به همین منوال خواهد بود و بعد از اون نیاز به یه آخرهفته دارم که فقط بخوابم!

۰۶ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۰۰

ورزش دشمن اعتیاد بود

ورزش دشمن اعتیاد است. همه‌ی ما این شعار معروف را شنیده‌ایم. حال سرتان را بچرخانید به آن‌سو که «گل» می‌شود نام مستعار و نماد یک ماده مخدر؛ گلی که نمادی ورزشی برای بیان پیروزی در کشوری است که ورزش فوتبال در آن بیش از ورزش‌های دیگر موردتوجه است. ذهن نکته‌سنجِ من نمی‌تواند این نمادبازی‌ها را تصادفی بداند.

۰۴ اسفند ۹۵ ، ۱۴:۲۳

حسش هست وقتش نیست!

این روزا خیلی کم به وبلاگ دوستان سر می‌زنم؛ نه که حسش نباشه‌ها، نه؛ ولی واقعاً وقت ندارم به سه دلیل کلی که می‌گم:

۱. آخرای یه پروژمه که چند ماهه روش دارم کار می‌کنم و سعی دارم هرچه زودتر تمومش کنم قبل از عید.

۲. از هفته قبل دارم بازیگری تدریس می‌کنم (با رویکرد آماده کردن تیم برای تولید) و برنامه‌ریزی برای یه تیم که نهایت تا دوماه دیگه باید اولین پروژه فیلمشون استارت بخوره یکم وقتم رو بیش از حد معمول می‌گیره.

۳. همکاری‌هام تو زمینه‌های فرهنگی با دوستان دیگه بیشتر شده و این جلسه پشت جلسه واقعاً هم کلافه کنندست هم وقت‌گیر.

۰۲ اسفند ۹۵ ، ۰۹:۲۶

فاجعه‌ای به نام رسوایی

بی‌تعارف باید گفت رسوایی یکی از بدترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران است. آن‌قدر بد که من حتی کنجکاو به پیگیری رسوایی ۲ نشوم. آن‌‌هایی که دغدغه دارند و بینش معنایی به هنر هفتم، می‌فهمند چه می‌گویم و چه فاجعه‌ای خلق شد. هیچ‌ عنصر از این فیلم به عنصر دیگرش نمی‌آید. شاید بسیاری از مواضع خالق اثر (در این فیلم) با تفکرات من همسو باشد اما این طرز بیان که سیاه‌نمایی را در پس پرده پنهان کرده است برای من بسیار عجیب است.

من به غلط‌نویسی‌هایم هم افتخار می‌کنم؛ زیرا همین غلط‌نویسی‌ها به مرور مرا به تکامل می‌رساند. آشکار است که اشتباه کردن بهتر از سکون، سکوت و یکجانشینی است. البته این نکته هم نباید پوشیده بماند که ممکن است بسیاری از مطالب با توجه به یافته‌های کنونی نادرست باشد اما در آینده خاستگاه دگرگونی و تکامل در علم و هنر است. همیشه به نوآوری انگ نادرستی زده می‌شده و خواهد شد.

هدایت به بالای صفحه