وبلاگ شخصی محمد روشنیان

تمامی اخبار فعالیت‌ها و آثار محمد روشنیان را از اینجا دنبال کنید

وبلاگ شخصی محمد روشنیان

تمامی اخبار فعالیت‌ها و آثار محمد روشنیان را از اینجا دنبال کنید

درباره محمد روشنیان
وبلاگ شخصی محمد روشنیان

این‌جانب محمد روشنیان، متخصص نرم‌افزار، داستان‌نویس، فیلم‌نامه‌نویس، گرافیست، مدرس بازیگری، وبلاگ‌نویس و متخصص مالتی‌مدیا در این وبلاگ آثار و تولیدات خود را با شما به اشتراک می‌گذارم.
تمامی مطالب این وبلاگ (به‌جز بخش بازنشر) آثار تولیدی بنده و یا آثاری است که به نحوی در آن شرکت داشته‌ام.
بازنشر تمامی مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است.
کاربران بیان توجه داشته باشند که به جهت دنبال‌کردن این وبلاگ می‌توالنند از دکمه «پیگیری» موجود در منوی بالا استفاده نمایند.
عاشق هر آنچه مرموز است!

پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
پیوندها

۴۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مزمن» ثبت شده است

۱۱ فروردين ۹۶ ، ۱۶:۱۴

چنگ

۰۵ فروردين ۹۶ ، ۰۷:۴۸

می‌خوام انسان باشم!

نه می‌خوام پلنگ باشم نه ببر نه گرگ نه سگ نه عقاب نه شاهین نه مار نه عقرب نه کبوتر نه پروانه نه حتی شیر! من می‌خوام انسان باشم؛ انسان!

۰۲ فروردين ۹۶ ، ۰۹:۵۴

مجموعه علف هرز

نام مجموعه: علف هرز

تاریخ انتشار: ۲ فروردین ۱۳۹۶

تعداد آثار:‌ ۶

طراحی و تولید: محمد روشنیان

۲۲ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۵۰

چهارشنبه‌سوری

اصلاً قصد بحث در مورد چهارشنبه‌سوری و تاریخچه اون و بقیه مباحث مربوط به اون رو ندارم ولی یادتون باشه یه کنش اگه باعث بشه به خودتون یا دیگران آسیب بزنید هر توجیهی برای اجراش غیرقابل‌قبول هست. نمونه بارزش در دین اسلام هم مسئله‌ی روزه هست که واجبه اما اگه برای سلامتی شما مضر باشه حرام میشه؛ دیگه چه برسه به یه سنت که نه در مورد ریشش تو ایران باستان اتفاق‌نظری وجود داره نه ازنظر نمادگان و سمبلیسم جریان مثبتی هست و نه سودی به حال کسی داره. مثلاً اگه به‌جای پریدن از روی آتیش روی چند تا کاغذ کلماتی مثل کینه، نفرت، غیبت، دورویی، خشم، انتقام، شهوت و ... رو می‌نوشیم و می‌انداختیم تو آتیش ازنظر سمبلیستی یه حرکت مثبت بود حالا! البته این قضیه در تفکرات و دید شما نسبت به این رذایل اخلاقی هم بی‌تأثیر نیست.

پ. ن ۱: مسئله‌ی ترقه و این جریانات هم که کاملاً رد شدست؛ حتی اگه اون ماده محترقه بی‌خطر باشه صداش ممکنه برای کسی آسیب‌زا باشه. یکم به فکر بیماران و خانومای باردار و ... باشیم بد نیست.

پ. ن ۲: بدتر از مورد اول که کلی هست انجام این اعمال تو مناطق مسکونی و بدترش کنار بیمارستان‌ها و امثال این مراکز هست.

۲۲ اسفند ۹۵ ، ۰۰:۵۵

تصویر تبریک روز زن اما ضد زن!

تو یه گروه شخصی تلگرام یکی از دوستان یه پستی ارسال کرد.

با این متن: دسته گل جدید روز زن به بازار اومد...
تقدیم به همه زن های پرمهر ایران❤️
روز زن پیشاپیش مبارک😊😍

و این تصویر:

ضد زن

هرجور از هر جنبه‌ای نگاه کردم این عکس یه تصویر کاملاً ضد زن هست. قضاوت بقیه ماجرا هم با خودتون توضیح نمی‌دم چون مسخرست که آدم به یه عکس که داره تو تلگرام دست‌به‌دست میشه نقد بنویسه. ولی خودآگاه یا ناخودآگاه این تصاویر تاثیراتی در جامعه میذارن که یه جریان کلی رو شکل میده تا فردا روز یه پسر به خودش اجازه بده به جنس زن توهین کنه و بهش بگه «آهن‌پرست» و امثال اون چون بستر براش آماده شده از قبل و به صورت قطاری جریان‌ها تو مغزش حک شده. باید حتی کوچیکترین اجزای این پازل رو جدی گرفت چون مسلماً یه جریان یهویی و بیگ‌بنگ‌وار اتفاق نمی‌افته.

۲۱ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۲۰

برج وینستون لایت

برج وینستون لایت

نکته: سیگار نکشید! بنده هم دیگه نمی‌کشم و این یه یادگار از گذشته هست که برای یه اثر هنری قراره ازش استفاده کنیم!

۲۱ اسفند ۹۵ ، ۱۸:۵۷

خروس بی‌محل سرماخوردگی

این آخر سالی با این‌همه فشار که باید کلی کار رو تموم کنم قبل از شروع ۹۶ این خروس بی‌محل سرماخوردگی نمی‌دونم چی میگه!

۱۷ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۳۰

CloseEYE

۱۴ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۲۰

لرد

۱۳ اسفند ۹۵ ، ۱۰:۱۶

انحنای افکار

سکوت می‌تواند پیام‌آور چند مفهوم باشد؛ ترس، رضایت، اعتراض، عدم توانایی، رسیدن کارد به استخوان و ... راستش را بخواهی من از انحنای افکارت می‌ترسم!

۰۹ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۳۶

عمو اصغر

می‌گم الان یعنی خیلی زشته من اسکار گرفتنِ عمو اصغر رو به ملت هنردوست ایران، اهالی‌ سینما و هنردوستانِ باشگاه کافه‌نشینان‌بی‌قلم تبریک نگفتم؟!

۰۷ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۵۶

۲۵ سال پیش دادیم رفت

بی‌پروا می‌نویسم. نمی‌خوام ادبی کنم قضیه رو یا احساس بهش تزریق کنم. بی‌پرده حرف می‌زنم که فقط گفته باشم. شاید بعداً این روز رو به چهل شیوه مختلف بیان کنم ولی الآن می‌خوام صاف و ساده بگم. برای اولین بار پدر خونیم رو بعد ۲۳ سال و ۹ ماه دیدم. تینا۱ همرام بود. جزییات دیدار رو بیخیال همین یه جمله رو می‌خوام فقط بگم که تینا برگشت گفت: کنجکاو نیستید پسرتون رو ببینید؟ پدر‌خونیم گفت: نه. همون ۲۵ سال پیش دادیم رفت! برای اینکه میزان قاطعیت بیان در جمله رو متوجه بشید این‌طوری بگم که عین اینکه بگید یه گربه داشیم نمی‌خواستیمش دادیم رفت! از احساس درونیم نمی‌گم. اشاره زدم به تینا که [فقط بریم] ولی انگار می‌خواست شرمندش کنه (من راضی نبودم) گفت: ایشون پسرتونن! فقط نگام کرد؛ حتی اسمم رو نپرسید.

اونجا نگفتم ولی الآن می‌گم اولاْ حاجی ۲۵ سال نبود و ۲۳ سال و ۹ ماه بود! تازه یک ماه دیگه میشه ۲۵ سال! ثانیاْ من فقط به خاطر اون سه تا خواهرم اومدم سراغت به علاوه اینکه هر چی باشه باز دلیل اومدنم تو این دنیا شما بودی و احترامت واجبه! اون یه جمله‌ای که اینجا هم بیانش نخواهم کرد از یادم نمیره هیچ‌وقت! ثالثاْ هیچ احدی نمیتونه جلوی ارتباط برادر و خواهری که عمیقاْ به هم وصل دلاشون رو بگیره. گناهکاری به خاطره فاصله‌ای که داری ایجاد می‌کنی! حرف زیاده اعصاب کم...

۱. دخترخالم که حق خواهر بزرگتر به گردنم داره.

پ. ن: پخش و پلاست برا کسی که نمیدونه کل ماجرا رو...

۰۷ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۱۳

هنر مریض

هنر مریض یا Sick Art یک مبحث جدی در هنر است. هم در فرم، هم در محتوا؛ اما برای من جالب است که نه در وبِ فارسی و نه در وبِ جهانی توجه چندانی به آن نشده است. منظور از توجه، پرداختن رسانه‌های معتبر به این نگرش در هنر است. با‌این‌حساب سر فرصت باید در مورد هنر مریض مطلبی منتشر کنم. راستی! شما از هنر مریض چه می‌دانید؟

۰۵ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۱۶

حتی دشمن

از هر کس چیزی یاد بگیرید؛ حتی دشمن!

پ. ن: چیزی که باعث پیشرفت شما شود.

۰۴ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۱۶

صد سال بعد - روشنیان که بود؟

صد سال بعد!

پرسش: محمد روشنیان که بود؟

پاسخ: دیوانه‌ای که در هر قدم از مسیر پیشرفتش یک دشمن می‌ساخت و قدم بعد را بر‌می‌داشت!

هدایت به بالای صفحه