وبلاگ شخصی محمد روشنیان

تمامی اخبار فعالیت‌ها و آثار محمد روشنیان را از اینجا دنبال کنید

وبلاگ شخصی محمد روشنیان

تمامی اخبار فعالیت‌ها و آثار محمد روشنیان را از اینجا دنبال کنید

درباره محمد روشنیان
وبلاگ شخصی محمد روشنیان

این‌جانب محمد روشنیان (منزجر اول) متخصص نرم‌افزار، داستان‌نویس، فیلم‌نامه‌نویس، منتقد، گرافیست، کارگردان، بازیگر، مدرس بازیگری، وبلاگ‌نویس و متخصص مالتی‌مدیا در این وبلاگ آثار و تولیدات خود را با شما به اشتراک می‌گذارم.
تمامی مطالب این وبلاگ (به‌جز بخش بازنشر) آثار تولیدی بنده و یا آثاری است که به نحوی در آن شرکت داشته‌ام.
بازنشر تمامی مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است.
کاربران بیان توجه داشته باشند که به جهت دنبال‌کردن این وبلاگ می‌توالنند از دکمه «پیگیری» موجود در منوی بالا استفاده نمایند.
عاشق هر آنچه مرموز است!

پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات

دوست خوبم بنیامین منو به چالش نام‌برده شده در عنوان دعوت کرد و ازش تشکر می‌کنم برای این دعوت که خب در ادامه یه سری مطلب راجع به چند کتاب تأثیرگذار تو سال ۹۵ براتون بیان می‌کنم. لازم به ذکر هست که من با بعضی از این کتاب‌ها تو سال ۹۵ آشنا نشدم ولی خب تو سال ۹۵ روشون تحقیق و بررسی جدی‌تر انجام دادم و واسه همین هم این سری رو نام بردم و از معرفی کتاب‌هایی که یکی دوبار روزنامه‌وار مطالعه شد خودداری کردم.

بازیگری به شیوه‌ی متد: م‍ت‍داک‍ت‍ی‍ن‍گ‌ از آغاز ت‍ا امروز [نویسنده: لی استراسبرگ] [مترجم: مهدی ارجمند]

متد اکتینگ چیزی بود که نگاه من به بازیگری رو کاملاً عوض کرد. سال ۹۳ با لی‌استراسبرگ آشنا شدم و این کتاب رو بارها قبل از تابستان ۹۵ خونده بودم؛ اما تقریباً از مرداد امسال هفته‌ای یک‌بار این کتاب بازخوانی شد و داره میشه! تمام بیانات استراسبرگ رو بارها به شیوه‌های مختلف رو خودم اجرا کردم، بازی بزرگان سینمای ایران و جهان رو تو مدیوم و میزان متد اکتینگ قرار دادم، تمریناتی رو روی هنرجوهای بازیگری خودم تست کردم، متد معرفی‌شده و با علوم و هنرهای مختلف ترکیب کردم و کلی کار دیگه که فکر می‌کردم با پتانسیل این متد میشه ازشون استفاده کرد و ترکیبشون کرد. کتاب بازیگری به شیوه متد کتاب قطوری نیست اما اونقدر مطالبش قابل‌اجرا و کمک‌کننده هست که میشه صدها مدل مختلف انجامشون داد و تستشون کرد. به تمام کسایی که به بازیگری علاقه دارن پیشنهاد می‌کنم حداقل یه بار این کتاب رو بخونن شاید به دردشون بخوره و نظرشون رو جلب کنه.

سری داستان ۱۰ جلدی نبرد با شیاطین [نویسنده: دارن شان] [مترجم: فرزانه کریمی]

سری داستان نبرد با شیاطین رو سال ۹۲ یا ۹۳ خونده بودم؛ بااینکه برای رده سنی من نوشته نشده بود ولی برام جذاب و جالب بود. امسال تو خط سیر مطالعاتیم یه برنامه برای تقویت داستان‌نویسی تو این ژانر داشتم با توجه به اینکه خلاقیتم رو از دست ندم و دچار کپی‌برداری نشم. بخشی از این سری داستان رو انتخاب کردم و دوباره خوندم و با یه سری تمرین و ترکیب‌بندی با اتفاقاتی که برای خودم اصالت معنایی داشت تستشون کردم و به نکات جالبی رسیدم؛ وقتی دارید یه پژوهش انجام می‌دید ناخواسته با چیزایی مواجه می‌شید که اصلاً دنبالشون نبودید و این نکته جالب تو هر پژوهش میدانی و کتابخونه‌ای هست چون ابزار باید وجود داشته باشه تا مکانیک ذهن تحریک به تفکر از اون جنبه بشه این چیزی بود که تو این پژوهش بارها برام اتفاق افتاد. دارن شان رو ازنظر عقیدتی قبول ندارم چون اگر به لایه‌های زیرین آثار توجه بشه خیلی از انکار خدا حرف زده شده و برای مخاطب نوجوان که پیشینه ذهنی نداره مناسب نیست ولی خب باید تحقیق می‌کردم و تکنیک رو بررسی می‌کردم فارغ از محتوا. من معتقدم آموزش از آثار گاهی بهتر از کتب آموزشی درزمینه‌ی هنر هست چون احساس با آموزش کمی مغایرت داره و این حسه که یه هنرمند رو هنرمند می‌کنه و فقط اصول و قواعد قابل فراگیری هستن و تنها چیزی که در مورد احساس قابل یادگیری هست اینه که به شخص یاد بدیم چطوری اون احساس رو تحریک کنه یا کنترلش کنه و ازش استفاده کنه.

مشتری شنبه‌ها [نویسنده: ژرژ سیمنون] [مترجم: رامین آذربهرام]
دوستان قدیمی‌تر علاقه من به ژرژ سیمنون رو بهتر درک می‌کنن و تو این لیست نمی‌شد اسمی از ژرژ سیمنون نیارم و خب داستانی که ازش تو سال ۹۵ خوندم مشتری شنبه‌ها بود که پیشنهاد می‌کنم کسایی که به داستان‌های پلیسی علاقه دارن حتماً مطالعه بفرمایند.
پرتگاه [نویسنده: قاسم لاربن]
هیچ توضیحی در مورد آثار قاسم لاربن نمی‌دم و فقط می‌گم این داستان‌نویس بزرگ معاصر ما خیلی گمنام هست و باید توجه بیشتری بهش بشه چون واقعاً آدم‌بزرگی بود تو کار خودش.
سخن پایانی: در آخر باید ذکر کنم خیلی کتاب‌ها، مقالات رسمی، گزارش‌ها و ... تو سال ۹۵ خوندم و تأثیر گرفتم ازشون و واقعاً برام جالب و جذاب بودن که به خاطر طولانی نشدن مطلب خودداری می‌کنم از معرفی‌شون چون حق مطلب ادا نمیشه و من معذورم؛ ولی در آینده حتماً مطالبی برای معرفی‌شون در نظر می‌گیرم؛ کتاب‌ها و مقالات متعددی درزمینه‌ی نجوم، نرم‌افزار، کارگردانی، فیلم‌نامه‌نویسی، بازیگری، داستان‌نویسی، کلیت هنر، خبرنگاری، گرافیک، تولید محتوا، سخنوری، فن بیان و ...

لینک کوتاه: roshanian.ir/post/213

نظرات  (۱۱)

 

دقیقا

هنرِ هنر و  خصوصا فیلم و سریال باید این باشه که نامحسوس هدفشو جا بندازه برا طرف.طرز فکرشو تغییر بده.بدون این که مخاطب بفهمه و موضع بگیره.

ی عده نهایت کار فرهنگی رو این میبینن که بگن:نماز خوبه،روزه خوبه،احترام به پدر و مادر خوبه!!همه چی گل و بلبله :/ اینقدر پوستر زدن که خواهرم حجابت برادرم نگاهت یا حجاب صدفی برای مروارید و از این دست جملات شعاری،چه اثری داشت؟هیچ!

یک مساله دیگه هم اینه از نظر من که در این بین هدف گذاری بلند مدت رو نادیده گرفته میشه.چون مثل اغلب چیزای دیگه در این مورد هم برنامه ریزی نداریم

مثلا یک فرهنگ غلطی مثل "تجمل گرایی" که یهو نیومد وارد زندگی ما بشه.کم کم توی فیلما لباس های کاراکتر ها سادگی خودشو کنار گذاشت و خونه ها تجملی تر شدن و...شاید فیلم اثر 100درصدی نداشته باشه ولی خب استارت رو که میزنه،مردم هم ادامه میدن

و سومین مورد هم این که ما عقبیم.هر دوره ای یه رسانه بر بقیه غلبه داره.بعدا این غلبه کم تر میشه.دهه های قبل رسانه منابر بود.دهه های بعد تر شد کتاب تقریبا،یه قشری کتاب میخوندن و روی بقیه ک نمیخوندن اثر میذاشتن،بعد شد تلویزیون و به موازاتش دانشگاه مثلا،و الان فضای مجازی و خصوصا یه چیزی مث تلگرام و اینستاگرام که عوام هم توش فعالن.و دغدغه اصلی همین عوامه.

ولی شک ندارم که صددرصد وقتی ملت ازاونا هم عبور کردن یه عده ک کاری از دستشون بر میاد تازه یادشون میوفته ک اونجا کار فرهنگی کنن :/

تقریبا همه جا ضعف داریم.فکر میکنم اگر جاهایی که ضعف نداریم رو بخواهیم بشماریم راحت تره

زیاده گویی شد.پوزش

پاسخ:
چقدر تفکرات شما به من نزدیکه! تقریباً میشه گفت شما 95% تفکراتتون با بنده همسو هست و این حتی تو جزیی نگاری افکارتون هم دیده میشه!


هدف گذاری بلند مدت
این هم موردی هست که میشه گفت مهمترین المانیه که تو کامنتتون بهش اشاره کردید.

خواهش میکنم مشخص هست که دغدغه دارید و اگر صد هزار کلمه هم بنویسید بنده با کمال میل مطالعه میکنم.
صددرصد نامناسبه
متاسفانه در این سمت نوجوان هارو تقریبا ادم حساب نمیکنن و براشون اثار قوی نوشته نمیشه.باعث میشد بخاطر قحطی اب زلال و تمیز(یه کتاب متناسب با فرهنگ و اعتقادات طرف)،طرف اب گل الود(یه کتاب نامناسب) بخوره.البته بچه های قدیم.جدیدا که کتاب نمیخورن اصلا! :|
در قسمت هایی که سکون تقریبی بر فضای داستان حاکم بود اتفاقا این استرستو داشتم که این سکون غیر طبیعیه حتما قراره یه اتفاق وحشتناک تر بیوفته :/
منتظر نقدتون هستیم
پاسخ:
خود این موضوع مخاطب شناسی و تولید محتوا برای علاقه مندای همه ی سبکا باز یه موضوع دیگه هست که توش ضعف داریم. ما عملا خیلی از ژانرها رو تو ایران نداریم مثلا همین ژانر وحشت که حتی با پتانسیلش میشه کار فرهنگی کرد ولی سطحی نگاری تو هنر ما بیداد میکنه یعنی آثار هنری تو لایه اول حرفشون رو میزنن و خلاص. هیچ توجهی نمیشه به این موضوع که مخاطبی که علاقه ای به تم مذهبی نداره براش اثر سالم وجود نداره و نمیدونن که بدون تم مذهبی هم میشه درونمایه مذهبی و اعتقادی و ارزشی داشت چون مخاطبی که به مسائل ارزشی علاقه نشون نده اگه یه کار با تم ارزشی ببینه همون اول فرار میکنه و جایی نمیمونه برای گفتگو و تبادل افکار بین خالق اثر و مخاطب چون اصلا مخاطب سر میز مذاکره حاضر نمیشه. ما در مبحث تولید محتوا، رسانه و مخاطب شناسی خیلی ضعف داریم.
دموناتا (نبرد با شیاطین) + حماسه دارن شان (سرزمین اشباح) رو خوندم.دو سه سال پیش.زامبی رو هم نصفه نیمه خوندم بقیه شو گیر نیاوردم که بخونم.همه از یک نویسنده س
دقیق یادم نیست جزییاتشو ولی فکر کنم اخرش اون چند نفر خدا شدن ( یا یه چیزی تو این مایه ها!)
اغلب جاهای داستان صفحه شطرنجی به نحوی تو ذوق میزد :/
لرد لاس یه شخصیت زیرک ولی ازاردهنده.جالبش این بود که مخاطب اونقدری که باید از لردلاس متنفر نمیشه.شاید تعمدی باشه
بچه ها همو میکشتن،مادر و پدر و خانواده اون پسره همون اول داستان به طرز فجیعی کشته شدن.اون دوستش که تونل رو باز کرد به خاطر کشتن اون یکی (یا قربانی کردنش!!) رفت چسبید به دهانه تونل (فک کنم!) 
برای من داستان ازار دهنده ای بود چون با همون سن هم میدونستم با اعتقاداتم نمیخونه ولی در کل فضاسازی خوبی داشت.بعضی جاهاش حس زجر رو تزریق میکرد :| بازم حسشو یادمه نه متنش.بعد از دو سال بیشتر از این که داستانو یادم باشه،فیلمی که از توصیفات داستان تو ذهنم خلق کردم یادمه.
به نظر من حماسه دارن شان به اندازه دموناتا زجر اور نبود...شخصیت دارن و لارتن هم دوست داشتنی تر بودن!حین خوندن دموناتا ادم حس میکنه سوار یه قایق درب و داغونه توی یه دریای طوفانی که دائم باید حواسش به دور و ور باشه.چون اون شیاطینش به شکل های دیگه هم در میومدن :| شاید هم چون من خیلی همذات پنداری میکردم استرس داشتم...
حس میکنم نوجوونی مو با خوندن این داستانا هدر دادم :/ اون موقع وقت داشتم ولی نمیدونستم چی بخونم.الان وقت ندارم ولی میدونم چی بخونم
پاسخ:
در مورد دموناتا بخشی از احساسات شما رو من هم داشتم و به نظرم کلا کتاب نا مناسبیه واسه کسی که بنیه اعتقادیش قوی نیست. مخصوصا نوجونا. امسال که بازخوانی بخشی رو داشتم ولی شاید یه مقاله طولانی و چند قسمتی در نقد این مجموعه بنویسم. اما در کل من خودم از بخشی که داستان کند پیش میرفت و جنگی در کار نبود بیشتر لذت می بردم و البته فضاسازی داستان میشه گفت در جایگاه خودش بی نظیره.
حالا سر فرصت حتما یه مقاله در مورد تک تک عناصر منتشر میکنم. 
سلام
ممنون از معریفی کتابها،سعی میکنم تهیه کنم
پاسخ:
خواهش و ارادت
۲۵ اسفند ۹۵ ، ۱۰:۲۹ مجله ویترینو
++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
پاسخ:
سپاس
۲۵ اسفند ۹۵ ، ۰۳:۱۲ فاطمه قیاسی
واقعاممنون,لطف کردی
پاسخ:
خواهش میکنم
۲۵ اسفند ۹۵ ، ۰۱:۲۵ فاطمه قیاسی
دارن شان فقط سیرک عجایبشو خوندم,اونم تازه جلد اولشو,جلدای دیگه اشو پیدانکردم.خیلی داستان جالبیه.
همچنان در جستجوی جلدای بعدیشم.
پاسخ:
سیرک عجایت اسم جلد اول مجموعه ۱۲ جلدی سرزمین اشباح هست که میتونید از این آدرس تهیه کنید.
https://www.digikala.com/Product/DKP-41528/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%82%D8%B5%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B4%D8%A8%D8%A7%D8%AD-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86-%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D9%84%D8%AF%DB%8C
۲۴ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۰۲ بنیامین دهقانیان
فقط یادتون رفت یه دوست دیگه رو به چالش دعوت کنید :)
پاسخ:
کسی به ذهنم نرسید البته چند نفر رسید که انتخاب یکیشون کار سختی بود و تصمیم گرفتم ادامه روند رو متوقف کنم از سمت خودم. بالاخره یه جاهایی باید حلقه ها شکسته بشه و استاپ بخوره جریان و الا تا بی نهایت ادامه پیدا میکنه
۲۴ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۰۰ بنیامین دهقانیان
دوران نوجوانی خیلی کتابخون تر بودم و مشتری ثابت کتابخونه ها ... خیلی از آثار کلاسیک بعد از اینکه در کتاب ادبیات باهاشون آشنا میشدم  حتما تو کتابخونه سراغشون می رفتم. اما الان بیشتر کتاب هام شده کتاب های تخصصی و در سال کمتر از 5تا کتاب عمومی و رمان می تونم مطالعه کنم.
پاسخ:
کتب تخصصی هم جزو کتابن خب و اگه تو یه رشته هم حتی مطالعه بالا باشه خیلی خوبه مخصوصا برای کسایی که کار تولیدی و خدماتیشون مخاطب خاصی داره که تک بعدین ولی خوب وسیع شدن سطح مطالعه خیلی بهتره
۲۴ اسفند ۹۵ ، ۲۱:۴۶ عَقـایِدِ یِکــ رِضــا
کتاب چیه اصن؟!!!  :/
پاسخ:
یه ماده خوردنی البته برای روح
۲۴ اسفند ۹۵ ، ۱۹:۴۵ پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
ای واااااااااااااای چرا من هیچکدوم از اینا رو نخوندم خب :(
پاسخ:
خب الان مطالعه کنید اگه علاقه دارید

نظر خود را در مورد این مطلب بیان کنید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

هدایت به بالای صفحه