شعار دادن و حرف زدن از مفاهیم انتزاعی که در عمل هیچ کاربرد سودمندی ندارد؛ کار آسانی است. این دسته از تفکرات سطحی، فقط از ذهن کسی تراوش می‌کند که در کار عملی و مطالعات میدانی، هیچ تجربه‌ای ندارد و با ترجمه‌ی یک‌مشت تعاریف که در جامعه‌ی ایرانی کنشی هدفمند و عمیق را رقم نمی‌زند قصد دارد ادعای روشنفکری کند!
کسی که در یک جامعه حضور فیزیکی نداشته باشد و بحران‌های موجود در آن را با گوشت و پوست و روح خود لمس نکرده باشد، هرگز در مورد آن جامعه صاحب‌نظر نیست. این نکته هم ناگفته نماند که حتی اگر کسی در یک جامعه حضور فیزیکی داشته باشد و مشتی حصار ذهنی، مجال نگاه آزاد و عمیق را به او ندهد هم نمی‌تواند صاحب‌نظر خوبی باشد.
شاید هر نوجوان که به دنبال تغییر است؛ در ذهنش یک جامعه‌ی آرمانی داشته باشد که برای رسیدن به آن، نقشه‌هایی کشیده است؛ اما هر چه در آن جامعه جلوتر می‌رود و تجربه‌ی بیشتری کسب می‌کند؛ بیش‌ازپیش به حقیقت ماجرا پی می‌برد و کنش‌های او برای این تغییرات کمی عاقلانه‌تر و عمیق‌تر می‌شود.
هر جریان هنری و فرهنگی که به دنبال تغییر درست و هدفمند است؛ پل ارتباطی میان عوام و خواص می‌شود و به عبارتی عام را خاص می‌کند و این دو قشر را روی یک میز برای مذاکره و تبادل‌نظر می‌نشاند. اینکه عده‌ای با نگاه بسته و پر از حصار خود، قصد دارند خودی و غیرخودی را جدا کنند، من را بیشتر به یاد حزب‌های سیاسی می‌اندازد تا جریان‌های هنری و فرهنگی که قصدشان کمک به جامعه است. این تفکرات نه‌تنها سازنده نیست، بلکه به‌ذات شروع‌کننده‌ی نوعی غیرعقلانی از عصیانگری، یک‌طرفه به قاضی رفتن، هرج‌ومرج و درنهایت سانسور است!
هر نسل، هر قشر، هر تفکر و هر عنصری که در این دنیا وجود دارد در کنار بدی‌های ممکنه خوبی‌هایی هم دارد؛ در کنار تفاوت، با دیگر عناصر نقاط مشترکی هم دارد. هنرمند آگاه و عمیق، با شناخت درست از نقاط مشترک جریان مقابل خود، سعی می‌کند با صلح، تغییر درست و هدفمندش را پیش ببرد؛ نه بستن شمشیر از رو و جنگ‌طلبی بدون شعور! در جامعه‌ی ایرانی به‌اندازه‌ی کافی، فاصله میان نسل‌های گذشته و جوان زیاد است و حتی فرزندان با والدینِ خود، رابطه‌ی خوبی ندارند. اینکه نوجوانان تشویق به عصیان شوند و آن‌هم عصیانی که هیچ شعور و منطقی در آن وجود ندارد؛ یک تشویق خطرناک و مشکوک است. در همین تشویق به عصیان و دور کردن دو نسل از هم و غرق شدن در مفاهیم شبه سازنده است که خیلی از جوانان به دلیل مواجه‌شدن با افراد سودجو و درگیر شدن با جریان‌های مخرب و خطرناک به قهقرا می‌روند.
متن و طرح: محمد روشنیان