پیرمرد بدون راهنما زدن در کوچه پیچید و ماشینِ پشت‌سری که راننده‌ای جوان داشت، ترمز کرد، جوان سر از پنجره‌ی ماشین بیرون آورد و گفت: «حمالِ عمله، کدوم شتری به تو گواهینامه داد.» پیرمرد بدون فکر کردن، در جواب گفت: «گمشو، مرتیکه‌ی افغانیِ بی‌فرهنگ.» پسر جوان زودتر از این‌ها پا روی گاز فشرده و دور شده بود و صدای پیرمرد را نشنید؛ اما کارگری افغان که در همان حوالی کار می‌کرد و دست‌بر‌قضا زمانی به کولبری مشغول بود، مکالمات ردوبدل شده را خوب شنید...
متن و طرح: #محمدروشنیان