وبلاگ شخصی سیدمحمد روشنیان

تمامی اخبار فعالیت‌ها و آثار محمد روشنیان را از اینجا دنبال کنید

وبلاگ شخصی سیدمحمد روشنیان

تمامی اخبار فعالیت‌ها و آثار محمد روشنیان را از اینجا دنبال کنید

درباره محمد روشنیان
وبلاگ شخصی سیدمحمد روشنیان

این‌جانب محمد روشنیان (منزجر اول) متخصص نرم‌افزار، داستان‌نویس، فیلم‌نامه‌نویس، منتقد، گرافیست، کارگردان، بازیگر، مدرس بازیگری، وبلاگ‌نویس و متخصص مالتی‌مدیا در این وبلاگ آثار و تولیدات خود را با شما به اشتراک می‌گذارم.
تمامی مطالب این وبلاگ (به‌جز بخش بازنشر) آثار تولیدی بنده و یا آثاری است که به نحوی در آن شرکت داشته‌ام.
بازنشر تمامی مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است.
کاربران بیان توجه داشته باشند که به جهت دنبال‌کردن این وبلاگ می‌توالنند از دکمه «پیگیری» موجود در منوی بالا استفاده نمایند.
عاشق هر آنچه مرموز است!

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات

۶ مطلب با موضوع «متن :: مخنوشت» ثبت شده است

۱۵ آبان ۹۶ ، ۱۰:۵۰

گرانش

ساعت پای می‌کوبد و گذر عمر را به رخم می‌کشد. آن‌سوی قضیه هم عروسک رقاص از ته دالان مرگ، فراخوان انتقام از نسل سوخته را نطق می‌کند. اشکم جاری در جاده‌ی سراسر رو به پایین فنا! کف پوتین اعتقاداتِ سربازان علم همیشه کوبیده شد بر صورت باورهای ما چریک‌های فرهنگی! اکنون وقت انتقام است! باید گفت: احمق‌ها همه‌چیز را نمی‌شود با دودوتاچهارتا ثابت کرد. در این دنیای بانظم بی‌نظم کلید حل بعضی از معماها فقط و فقط در دست احساس است.

۰۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۷:۱۶

رفاه محبوب

شاید بشود با جیبی خالی و قلبی سرشار از احساس عشق ورزید؛ ولی با قلبی خالی از احساس و جیبی پر از پول نمی‌شود عشق خرید! البته این نکته نباید فراموش شود که عاشقِ مخلص برای رفاه محبوبش دست به هر کار مشروعی می‌زند.

۰۵ فروردين ۹۶ ، ۰۷:۴۸

می‌خوام انسان باشم!

نه می‌خوام پلنگ باشم نه ببر نه گرگ نه سگ نه عقاب نه شاهین نه مار نه عقرب نه کبوتر نه پروانه نه حتی شیر! من می‌خوام انسان باشم؛ انسان!

۲۵ بهمن ۹۵ ، ۱۱:۴۸

ذکر نهفته در تنفس

[دم: حی + بازدم: هو] = زنده اوست!

و هیچ‌کس بدون این ذکر زنده نیست!

پ. ن: منت خدای را، عَزَّ وَ جَلّ، که طاعتش موجبِ قُربت است و به شُکر اندرش مزیدِ نعمت. هر نفَسی که فرومی‌رود مُمِدّ حیات است و چون برمی‌آید مفرِّح ذات؛ پس در هر نفَس دو نعمت موجود است و بر هر نعمت شُکری واجب. (سعدی)

۱۷ بهمن ۹۵ ، ۱۱:۱۱

قانون

مگر می‌شود پتک عدالت را بر سر این آدمیزاد بی‌وجدان کوبید؟ مگر قانون دست و پا و عقل و شعور و وجدان و احساس دارد؟ مطمئنم با قانون‌های زمینی نمی‌شود حق ستم‌دیدگان را از ستمکاران گرفت. مطمئن‌تر از آنکه ستمکاران قانون را از من و تو بهتر بلدند.

۱۷ بهمن ۹۵ ، ۰۴:۵۲

مشقّت

تنها آدم‌های بی‌خرد از سختی‌های زندگی اندوهگین و افسرده می‌شوند زیرا مشقت باعث می‌شود تا ما راه‌های تازه‌ای را برای حل مشکلات آزمایش کنیم و تجربه‌مان در فراگیری زندگی افزایش یابد. یادمان نرود بدونِ «نیاز» سنگ روی سنگ بند نمی‌شود و در این جایگاه آدمی به علت سکون خواهد گندید.

هدایت به بالای صفحه